معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

177

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

فصل اما بيان كيفيت واقعه بتفصيل و ذكر بيرون آمدن يوسف بصحرا و در چاه افكندن او بدانكه علماى تواريخ و قصص ، در كتب معتبرهء شاملة الحصص « 1 » ، چنين ايراد فرمودند ، كه چون برادران بر تفريق فرزند ارجمند ، از پدر بجان پيوند ، عزيمت مصمّم ساختند ، و به تربيب مقدمات اين مهم و خيم العاقبة پرداختند بكرّات و مرات معروض رأى شريف نبوّت شعارى مىكردند تا يوسف را اجازه داده بيرون فرستد و حضرت « 2 » يعقوب تجويز اين امر نمىفرمودند ، و اصلا ملتمس ايشان مقرون به قبول نمىكشت ، تا روزى از نزد پدر مأيوس بازگشتند ، و مقبوض و محزون نشسته بودند ، كه ابليس به صورت پيرى ناصح بر ايشان بگذشت ، و خود را در لباس ناصح امين بر ايشان نموده از ايشان استفسار حال نموده ، موجب قبض و اندوه باز پرسيد ، كيفيت واقعه با پير در ميان نهادند ، و گفتند اى پيرك مدتيست كه سررشته تدبير خود گم كرده‌ايم ، و روزگار به اندوه و محنت بسر برده‌ايم ، اكنون غرض آنست كه برادر كهتر را از نظر پدر دور اندازيم ، تا به‌واسطه غيبت او لحظهء بحضور خود پردازيم ، و چندين نوبت از براى تدبير اين امر تدبيرها ساخته ، و بهانه‌ها پرداخته ، تا شايد پدر اجازت فرمايد ، و همراه ما او را بصحرا فرستد ، از حصول مراد محروم مانده‌ايم و ابا و امتناع پدر در اجازت دادن يوسف پيش پير « 3 » تقرير كردند .

--> ( 1 ) - د - ح : بدون شاملة الحصص . ( 2 ) - د : بدون شعارى تا حضرت . ( 3 ) - د : بدون پيش پير .